چو بس است چشم شوخت ز براي كشتن من
ز چه مي كشد خنجر مژه ها ز هر كناره
يكبار
براي هميشه
براي ابديت
براي زندگي
براي بوددنم
براي هستيم
براي تا دم مرگ
براي تا لب گور
يكبار براي يكدانه ام
هر چه هستي
هر كه هستي
هرگونه هستي
باش
اما باش
به کام بی آبرویی
به نام عشق
به کام هرزگی
به نام عشق
به کام بی بند و باری
به نام عشق
به کام حرمت شکنی
به نام عشق
به کام لذت جنسی
به نام عشق
به کام هوس
به نام عشق
به کام هر آنچه غیر عشق است .
به نام انسان و انسانیت
به کام هر آنچه غیر اوست
چرا در همه راه ها و کارها دنبال کوچه پشتی می گردیم ؟
دنبال ایجاد راهی برای فرار
کلاه شرعی یا قانونی یا .....
عادت به به سخت کردن کارها کردیم
به گفتن و عمل نکردن
به بیهوده گفتن و نوشتن و تصویب کردن
مثال :
شهرداری :
مجوز ۴ طبقه و ۸ واحد داده
۵ طبقه می سازی و ۱۰ واحد
تنها برخورد :
جریمه اش ............. ریال
ماهواره :( بسان ویدئوی سابق )
خرید و فروش و استفاده فراوان تر از ویدئو
جدیدترین مدلهای تولید شده در دنیا در ایران موجود است
تنها برخورد :
۳ سالی یک بار جمع آوری ۵۰ تا محله از صدها هزار محله ایران
تا شاکی خصوصی نباشد نمیتوان برخورد قانونی کرد . حفظ حریم شخصی
(( تا کی می توانیم با تکنولوژی در بیافتیم و ندیده بگیریمش ؟؟؟؟ ))
با سرعت مافوق صوت
به سوي خفقان
به سماجت و پشتكار و همت
از زندگي مرگ مي سازيم
ازايران
ويرانه
به کجا می رویم ؟؟؟
به کجا ؟؟؟
از شدت قرابت در غربتت اسیرم
اندکی
فقط اندکی
به ماورای بودنم بنگر
به همین نزدیکی
نه به آن دوری
دستی دراز نما
تا بودنم را هر چند کوچک
بیابی
لختی
فقط لختی
چشمان زیبایت را ببند
در تاریکی بنگر
نه به دوردستها
کور سویی از شمع وجودم خواهی دید
شمعی که برای پروانه اش
عاشقانه می سوزد
مرا ببین
مرا نگر
مرا میهمان چشمهایت کن
در این خواب چه تغییراتی که انجام نمی شود
حتی انسان نیز برابر نیازش اقدام به هرس می نماید
چه زیباست که انسان
هر شب می میرد و زنده می شود
هر شبانه روز فرصت این تغییر را دارد
فرصت هرس کردن
فرصت تغییر
فرصت زندگی نو کردن و روش نو ساختن
ولی افسوس که
: کان ظلوما جهولا ست
این اژدهای همیشه خفته
امیدوارم همه بایدها انجام بشه و همه نبایدها نشه
اگرم نشد
فدای سرت
هستی هستم
هستیت هستم